بصیرت، چراغ راه انسان در تاریکی ها

/**/
از آنجا که همیشه حق
و
باطل درمقابل
هم قرار دارند و
برای هرکدام
طرفدارانی هست، برای اینکه جویندگان حق بتوانند حق را تشخیص دهند
و
گرفتار باطل
نشوند، نیاز به بصیرت دارند. بصیرت به قدری اهمیت دارد و دارای جایگاه رفیع و بلندی است که طلب کردن آن بعد از هر نمازی از امور راجح و مطلوب دینی می باشد:
« واجعل
النور فی بصری و البصیرة فی دینی»ـ
در پیمودن مسیر ترقی
و
پیشرفت،
بصیرت
است که انسان را از نیل به مسیرهای انحرافی و سقوط به دره های نادانی حفظ می کند و نبود بصیرت باعث انحرافاتی در مسیر تعالی فردی و اجتماعی انسان خواهد شد. با بصیرت است که می توان از انحراف
ولو
بصورت جزئی،
جلوگیری نمود. شخص بصیر همیشه مراقب است که کوچکترین انحرافی در مسیرش پیش نیاید،
چون انحراف جزئی، در طولانی مدت تبدیل به انحراف کلی و تقابل صددرصدی خواهد شد. امام صادق (علیه السلام) در اهمیت بصیرت فرموده اند:
«العامل
علی
غیر
بصیرة کالسائر علی غیر الطریق، لایزیده سرعة
السیر الابعداً»
(کافی جلد1 صفحه43
و
بحارالانوار جلد1
صفحه206)
با توجه به اهمیت بصیرت در تمام
مراحل زندگی و
در تمام
حوادث، اعم از سیاسی، اجتماعی، دینی و ... که می تواند انسان را سعادتمند کند و نبود بصیرت باعث گمراهی
و
بدبختی انسان
می شود و
شخصی
که بصیرت ندارد، نمی تواند در مواقع حساس تصمیم بگیرد و به وظیفه خود عمل کند.
در این نوشتار به مسائل مربوط به
عوامل رشد بصیرت، آثار بصیرت، وظایف اهل بصیرت، فقدان بصیرت و موانع بصیرت می پردازیم تا
انشاءالله بتوانیم هم بصیرت را در خودمان و هم در دیگران بوجود آورده
و
تقویت کنیم.
موانع بصیرت را در خودمان و دیگران از بین ببریم و بتوانیم در مواقع حساس
و
ضروری به
وظیفه خودمان
عمل نماییم.
در این قسمت از نوشتار، به بخشی از
سخنان مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) در زمینه ضرورت
ایجاد بصیرت و
تقویت آن
و
عمل به
وظیفه توسط
اهل بصیرت اشاره می کنیم و در ادامه بحث را به آینده موکول می نماییم. حضرت آیت
الله خامنه ای در دیدار با اعضای دفتر مقام معظم رهبری و سپاه ولی امر در تاریخ 1388/5/5 می
فرمایند: بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهی خودتان را بالا ببرید. من مکرر این
جمله امیر المؤمنین (علیه
السلام) را بنظرم در جنگ صفین در گفتارها بیان کردم که فرمود:
«ولایحمل هذا العَلَم الا
اهل البصر و الصبر»
می دانید سختی پرچم امیرالمؤمنین از پرچم پیغمبر(صلی
الله علیه
و
آله) از
جهاتی بیشتر بود، چون در پرچم پیغمبر(صلی الله علیه و آله) دشمن معلوم بود، دوست هم
معلوم بود. در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان و اضح نبودند. دشمن همان حرف هایی را
می زد که دوست می زد. همان نماز جماعت را که توی اردوگاه امیرالمؤمنین (علیه السلام) می خواندند،
توی اردوگاه طرف مقابل هم [در جنگ جمل و صفین و نهروان] می خواندند. حالا شما باشید چکار می کنید؟ به
شما می گویند: این طرف مقابل، باطل است. شما می گویید: با این نماز، با این عبادت؛
بعضی شان مثل خوارج که خیلی هم عبادتشان آب و رنگ داشت، خیلی.
امیرالمؤمنین
از تاریکی شب استفاده کرد و از اردوگاه خوارج عبور کرد. دید یکی دارد با صدای
خوشی میخواند: امّن هو قانت آناء اللیل... آیه قرآن را نصف شب دارد میخواند
با صدای خیلی گرم و
تکان دهنده
ای. یک نفر کنار حضرت بود. گفت: یا امیر المؤمنین، به به، خوش به حال این کسی که
دارد آیه را به این قشنگی می خواند. ای کاش من یک مویی در بدن او
بودم. چون او
به بهشت می
رود یقیناً، من هم با برکت او به بهشت می روم.
این گذشت،
جنگ نهروان شروع شد. بعد که دشمنان کشته شدند و مغلوب شدند، امیرالمؤمنین آمد
بالای سر کشته های دشمن. همینطور عبور می کرد و می گفت بعضی ها را که به رو
افتاده بودند،
بلندشان کنید. بلند کردند، حضرت با این ها حرف می زد. آن ها مرده بودند اما می
خواست اصحاب بشنوند، یکی را گفت بلند کنید، بلند کردند. به همان کسی که آن شب
همراهش بود، حضرت فرمود: این شخص را می شناسی؟ گفت: نه. گفت این همان کسی است که
تو آرزو
کردی یک مو
از بدن او
باشی که آن
شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناک می خواند. اینجا در مقابل قرآن ناطق،
امیرالمؤمنین علیه
افضل صلوات المصلین می ایستد، شمشیر می شکد.
چون بصیرت
نیست، بصیرت نیست. نمی تواند اوضاع را بفهمد... بصیرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم این
است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران هم بوجود بیاورند، آدم گاهی می بیند که
متأسفانه بعضی از نخبگان خودشان هم دچار بی بصیرتی اند. نمی فهمند، اصلاً ملتفت
نیستند. یک کلمه حرف یکهو به نفع دشمنان می پرانند. به نفع جبهه ای که همتش
نابودی بنای جمهوری اسلامی است به نحوی. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدم های
بدی هم نیستند، نیت بدی هم ندارند. اما این است دیگر، بی بصیرتی است دیگر...»
عواملی
که باعث ایجاد بصیرت در انسان می شود، اشاره می کنیم.
تمسک به قرآن:
قرآن
کریم نور هدایتی است که انسان را از سراشیبی های مهلک نجات می دهد
و
او
را در
تردیدهای بین حق و
باطل کمک می
نماید. ششمین پیشوای شیعیان، حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) می فرمایند:
« إن الله تبارک و
تعالی
انزل القرآن تبیان کل شی»
(اصول کافی)
طبق این بیان
امام
ششم (علیه السلام)،
قرآن
برای روشنگری نازل شده است. روشنگری قرآن به اندازه ای است که بین حق
و
باطل، حجابی
ایجاد میکند و
نمی گذارد تا
انسان مؤمن به خطا کشیده شود.
«و اذا قرأت القرآن جعلنا بینک
و
بین
الذی لا یؤمنون بالآخرة حجاباً مستوراً»
(اسراء 45)
لذا
تمام
افراد، به خصوص انسان های مؤمن در پناه چنین دژ محکمی که راه را از چاه نشان می
دهد، به آگاهی و بصیرت نائل می
آیند.
آیات قرآن مایه بصیرت و هدایت و رجهت است؛
«بصائر من ربکم و هدیً
و
رحمتهٌ
لقوم یؤمنون»
(اعراف 203)
پیامبر اعظم
(صلی الله علیه
و
آله) نیز می
فرمایند:
« فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم
فعلیکم بالقرآن.»
(کافی)
هرگاه فتنه ها مانند شب تاریک بر شما پوشیده شد، پس بر شما باد کمک
گرفتن از قرآن.
تفقه در دین و درک عمیق و عقلی از دین:
یکی
از روش های اساسی در ایجاد بصیرت دینی، درک و فهم عمیق گزاره های دینی است.
همیشه در طول تاریخ کسانی بوده اند که به واسطه نداشتن فهم
و
درک عمیق از
دین و
اکتفا به
ظواهر دین، در ظلمات جهل قرار گرفته اند. بسیاری از فرقه های به
وجود آمده در
بستر تاریخ، از همین بی بصیرتی ها و نداشتن فهم عمیق دینی ناشی شده است که گروه ضاله
مارقین یا همان خوارج از این فرقه ها هستند. امام رضا (علیه
السلام) می فرمایند:
« تفقهوا فی دین الله...فان الفقه مفتاح البصیرة ... و
اسبب
الی المنازل الرفیعة.»
(بحارالانوار)
در دین به طور
عمیق تأمل کنید ... چراکه درک و فهم عمیق، کلید
ایجاد بصیرت و سبب رسیدن به
پیشرفت های بزرگ است.
ولایتمداری:
در
زمان غیبت کبری امام
زمان (عجل
الله تعال فرجه)، مسلماً رهبری جامعه اسلامی بر اساس آنچه که در روایات ذکر شده
است، ده دست فقیه جامع الشرایطی است که سکان کشتی این حرکت الهی را به دست دارد.
در کوران حوادث، آن را با درایتی معصوم گونه هدایت می نماید و از غرق شدن آن در میان اقیانوس
فتنه ها جلوگیری می کند. امام
زمان (عجل
الله تعالی فرجه) درنامه¬ای چنین فرموده اند:
« و
اما
الحوادث الواقعه فارجعوا الی رواة حدیثنا فانهم حجتی علیکم
و
انا
حجت الله علیهم.»
(وسائل
الشیعة)
و در حوادثی که واقع می شود به
راویان احادیث ما رجوع کنید که همانا آن ها حجت من بر شما و من حجت خدا بر آن ها هستم.
همانگونه که
ملاحظه می شود، در این توقیع شریف برای حوادث و فتنه های ایجاد شده در سطح جامعه،
مرجع خاصی لحاظ شده و آن اصل مترقی ولایت فقیه است. و عبارت است از فقیه تام الاختیاری
که امور جامعه اسلامی را به دست می گیرد. مسلماً صرف مراجعه و شنیدن سخنان ولی فقیه بدون تبعیت
و
فرمانبری،
نتیجه نخواهد داشت. پیامبر اسلام می فرمایند:
« اسمعوا و
اطیعوا
لمن ولّاه الامر فانه نظام الاسلام.»
(بحار الانوار)
نسبت
به ولی امر شنوا و فرمانبردار باشید، چرا که اتحاد و انسجام نظام اسلامی در این امر است.
ولایت فقیه
و
ولایتمداری
دو عامل
اساسی در پیشبرد جامعه اسلامی ایران است. دشمنان هم فهمیده اند که برای براندازی
نظام و
تسلط بر
کشورمان، رهبری را که در حرکت یان جامعه نقش اساسی دارد، مورد تهاجم قرار دهند.
دشمنان سعی می کنند با سیاه جلوه دادن رهبری و خدشه دار نمودن
وجهه این
نقطه اساسی، در ولایتمداری
مردم نیز خدشه وارد
کنند. در چنین اوضاع و احوالی، بر مردم ولایتمدار لازم است تا عمّار گونه
ولایتمداری
خود را ظاهر سازند تا خواب آشفته دشمنان این نظام تعبیر نشود.
امام
رضا (علیه السلام) دلیل ایجاد
اختلاف و
فرو
رفتن در فتنه
ها در جامعه آن روز را دوری از امام و رهبر واقعی جامعه می داند و می فرماید:
«و وقعوا فی الحیرة اذ ترکوا الاماله
عن
بصیرة
و
زیّن
لهم الشیطان اعمالهم فصدهم عن السبیل.»
(کافی)
اگر با آگاهی کامل از رهبر خود دور شوید،
گرفتار حیرت و فتنه خواهید شد...
ایجاد ظرفیت فردی:
الف. تقوا:
تقوا
نیرویی درونی است که انسان را از خطرات و انحرافات گوناگون در زمینه های مختلف حفظ می کند. فرد متّقی سعی می کند تا در
هر چیزی که در آن انحراف از مسیر حق باشد، غوطه ور نشود. خدا در قرآن کریم می
فرمایند:
« ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکّروا فاذا هم مبصرون.»
(اعراف201)
کسانی
که تقوا پیشه کنند، هرگاه دسته ای از شیاطین بخواهند آنان را فریب داده و دچار تردید نمایند، در این هنگام آنان
اهل بصیرت خواهند بود.
در این آیه
شریفه به نقش برجسته تقوا در محفوظ ماندن از انحرافات و موضع گیری در فتنه های شیطانی
اشاره شده است.
ب.قدرت تشخیص:
فرد
مسلمان باید با مطالعه و کسب اطلاعات روزانه و بهره گیری همه جانبه از
وسائل علمی
و
آموزشی، درک
خود را از مسائل مختلف بالا برده و خود را به روز نماید. این کار باعث بالا رفتن ذکاوت
و
هوش
و
زیرکی انسان
می شود. مؤمن باید به قدری بر مسائل واقف باشد تا امور متفاوت را به طور عمیق بررسی
نماید. جوانب کار را به خوبی تشخیص دهد تا از یک سوراخ، دوبار گزیده نشود. شخص
مسلمان باید این کلام نورانی پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) را آویزه گوش خود نماید
و
آن را به کار
گیرد:
«ان المؤمن لایلدغ من حجر مرتین.»
همانا مؤمن از یک سوراخ، دوبار گزیده نمی
شود.
موانع بصیرت
1. غفلت
غفلت،
مقابل و
ضد بصیرت است
و
دایره آن
بسیار فراگیر است. چون افراد زیادی مبتلای به غفلت هستند. غفلت به گونه ای است که به امور متفاوتی تعلق می
گیرد. غفلت در رابطه رهبری، غفلت از دین و احکام آن، غفلت از دشمن
و...
قرآن ما را از
این که از غافلان باشیم نهی کرده است:
و
لا
تکن من الغافلین
(اعراف 205)
غفلت
نابود کننده بصیرت است چنان که از امیرالمؤمنین (علیه السلام) نقل شده است:
«دوام الغفلة تُعمی البصیرة»
(غررالحکم)
تداوم غفلت چشم را کور
می کند.
و
در دعا هم می
خوانیم:
اسألک باسمک العظیم... البصیرة عند شدة الغفلة
از تو می خواهم به نام های
بزرگت... بصیرت و آگاهی در شدت
غفلت.
2. جهل
جهل
دشمن دیرینه انسان است و دشمنان بشریت هم همیشه سعی می کنند که انسان ها را
در نادانی و
جهالت نگه
دارند و
اکثر نزاع ها
هم از جهل ناشی می شود.
امیرالمؤمنین (علیه
السلام) می فرمایند:
« لو سکت الجاهل ما اختلف الناس.»
اگر
جاهل سکوت کند ـ و در زمان
ناآگاهی، موضع گیری نکندـ اختلاف و آشوبی به وجود نمی آید.
از این جاست که می بینیم دین اسلام، طلب علم و افزایش آگاهی و بصیرت را سفارش کرده و گفته اند:« طلب العلم فریضة.«
3. دنیا دوستی و عاقبت طلبی
حب دنیا منشاء همه آسیب ها و انحرافات است.
کما اینکه
امام
صادق (علیه السلام) فرموده اند:
«رأس کل خطیئة حب
الدنیا.»
(کافی)
و یکی از این آسیب ها، از بین رفتن بصیرت است.
چنان که
امام
علی
(علیه السلام) می فرمایند:
« لیحب
الدنیا
صُمِّت
الاسماع
عن
سماع
الحکیمة
و
عُمّیت
القلوب
عن
نور
البصیرة.»
(غررالحکم)
دنیا
دوستی مانع شنیدن کلام حکیمانه می شود و چشم قلب را از
بصیرت خالی می کند.
منبع:
http://noorportal.net/PrintArticle.aspx?id=51374