نقل است که لیلی چندان هم زیبا نبود و مجنون در برابر عیبجویی که این نکته را به او یادآوری کرد، ابتدا برآشفته شد ولی سپس، با خنده گفت؛

"اگر در دیده مجنون نشینی

به غیر از خوبی لیلی نبینی"

یکی از عوامل مهم دو دستگی و بلکه چند دستگی ما انسان ها، افراطی گری و وجود تفکرات افراطی در ذهن و اندیشه مان است که ریشه ی آن را باید در "عشق مجنون وار" یا "تقدّس بخشی به بشر ممکن الخطا" جستجو کرد؛

گاهی ما چنان به کسی عشق می ورزیم که هیچ یک از عیب و عیوبش را نمی بینیم و یا اساساً، وجود اشکال یا اشکالات رفتاری، گفتاری یا نوشتاری را در فرد محبوبمان نمی پذیریم. این همان عشق مجنون وار و عشق کورکورانه (احساسی) است که ممکنست مریدی نسبت به مرادش یا عاشقی نسبت به معشوقش پیدا کند.

گاهی هم، ما چنان قداست و احترامی برای یک بشر عادی قائل می شویم که نعوذبالله، آگاهانه یا ناآگاهانه او را در ردیف خدا و در زمره ی معصومین (س) قرار می دهیم و از هرگونه خطا و اشتباهی مبرّایش می پنداریم. این همان تقدّس بخشی به بشر ممکن الخطاست.

برای دوری از چنین تفکرات نادرست و باورهای غلطی، بهتر است قبول کنیم که؛

"ما کاملاً انسانیم ولی، انسان کامل نیستیم."

باید باور کنیم که؛

"ما و سایر انسان ها (به جز معصومین) به عنوان یک انسان، ممکن الخطائیم."

باید بپذیریم که؛

"انسان ممکن الخطا، به واسطه ی انسان بودن، ناقص بودن علم، محدودیت عقل و ... در معرض خطا و اشتباه قرار دارد."