از مهم ترین اشکالات موجود در برگزاری انتخابات مجلس و شوراها در ایران، وسعت جغرافیایی، کثرت جمعیتی حوزه های انتخابیه و فرصت اندک کاندیداها می باشد که این امر، موجب می شود که از یک طرف، کاندیداها امکان کافی برای معرفی خود را نداشته باشند و از طرف دیگر، مردم شناخت کافی از کاندیداها پیدا نکنند!
در چنین شرایطی، منتخبین را نمی توان اصلح ترین کاندیداها تلقی کرد! چرا که قطعاً، افرادی بازمانده از مجلس و شورای اسلامی خواهند بود که اصلح تر از منتخبین باشند!
در این بین، کاندیداهایی شانس بیشتری را برای انتخاب شدن دارند که  از شهرت سیاسی، ورزشی و هنری برخوردارند یا لااقل تعداد افراد قوم و قبیله شان از فراوانی بیشتری برخوردار باشد! این در حالی است که عقلاً و شرعاً باید تقوا، علم و تجربه ی کاندیداها مهم ترین ملاک های گزینش و انتخاب کاندیداها باشد.
در چنین شرایطی، حتی ممکن است برخی کاندیداها که از شهرت، قدرت و ثروت کافی برخوردار نباشند، خود را وام دار صاحبان قدرت و ثروت نمایند. روشن است که چنین افرادی، عملاً قادر به خدمت به مردم نخواهند بود     و در قلب خود و باطن خویش، مردم را به عنوان ولی نعمتان خود قبول نخواهند کرد!
بر این اساس، انتخابات باید در سطوح کوچک تری برگزار شود تا تمامی کاندیداها امکان معرفی خود و برنامه های خود را بیابند. ل این اتفاق، حضور افرادی نالایق و فرصت طلب و عوام فریب مالی عده ای سودجو و فرصت طلب که ، راهی مجلس یا شورا می شوند، انتظار چنین اقدامات نادرستی قابل پیش بینی است. چراکه وام دار قوم و قبیله ی خود یا همان افراد سودجو    و فرصت طلبی خواهد بود که او را مورد حمایت خود قرار داده اند.
اشکال اصلی این نیست که برخی نمایندگان خود را در رأس امور می بینند، مسئله اینست که متأسفانه ساختار فعلی انتخابات در ایران، به گونه ای طراحی شده که افراد وابسته به طوایف و قومیت ها و یا وابسته به سرمایه داران از خدا بی خبر، شانس بیشتری را برای حضور در عرصه های مهمی چون نمایندگی مجلس و امثالهم را دارند.
انتخابات باید در سطوح مختلف با دقت تمام برگزار شود و عصاره ی آنها مجلس باشد. به عبارت دیگر، ابتدا انتخابات محلی (مانند منتخبین مردم محلات)، سپس انتخابات منطقه ای (منتخبین شوراهای محلات) و پس از آن، انتخابات شهری (منتخبین شوراهای مناطق) و استانی (منتخبین شوراهای شهر) برگزار شود و هر کدام  در جایگاه و وسعت تعریف شده به تصمیم و انتخاب بپردازند. نه این که مردم عادی که عملاً سری از مسائل کلان مملکتی در نمی آورند، مستقیماً بخواهند نماینده ی مجلس یا رئیس جمهوری را انتخاب کنند که شناخت کافی در مورد او ندارند. صرفاً، در این صورت است که شایسته ترین ها در هر سطح از سطوح تصمیم گیری حضور خواهند یافت.