جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. (صحيفه امام ، ج ‏21 ،ص 284)

فرزندان عزيز جهادى ‏ام، به تنها چيزى كه بايد فكر كنيد به استوارى پايه ‏هاى اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه عليه و آله و سلم- است. اسلامى كه غرب، و در رأس آن آمريكاى جهانخوار، و شرق و در رأس آن شوروى جنايتكار را به خاك مذلت خواهد نشاند. اسلامى كه پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومين و فقراى جهانند و دشمنان آن ملحدان و كافران و سرمايه داران و پول پرستانند. اسلامى كه طرفداران واقعى آن هميشه از مال و قدرت بى‏ بهره بوده‏ اند؛ و دشمنان حقيقى آن زراندوزان حيله‏ گر و قدرت مداران بازيگر و مقدس نمايان بی هنرند . (صحيفه امام ، ج ‏21 ،ص 204)

امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ ها و مرفهين بى‏ درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزيزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته ‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمين را نموده ‏اند می بوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه‏ هاى آزادى و كمال نثار می كنم‏. (صحيفه امام ، ج ‏21 ،ص 85)   

به همه مسئولان كشورمان تذكر می دهم كه در تقدم ملاكها، هيچ ارزش و ملاكى مهمتر از تقوا و جهاد در راه خدا نيست و همين تقدم ارزشى و الهى بايد معيار انتخاب و امتياز دادن به افراد و استفاده از امكانات و تصدى مسوليتها و اداره كشور و بالاخره جايگزين همه سنتها و امتيازات غلط مادى و نفسانى بشود، چه در زمان جنگ و چه در حالت صلح، چه امروز و چه فردا، كه خدا اين امتياز را به آنان عنايت فرموده است و صِرف امتياز لفظى و عرفى كفايت نمی كند، كه بايد هم در متن قوانين و مقررات و هم در متن عمل و عقيده و روش و منش جامعه پياده شود و مصلحت زجر كشيده‏ ها و جبهه رفته‏ ها و شهيد و اسير و مفقود و مجروح داده ها و در يك كلام، مصلحت پابرهنه‏ ها و گودنشين ها و مستضعفين، بر مصلحت قاعدين درمنازل و مناسك و متمكنين و مرفهين گريزان از جبهه و جهاد و تقوا و نظام اسلامى مقدم باشد و نسل به نسل و سينه به سينه شرافت و اعتبار پيشتازان اين نهضت مقدس و جنگ فقر و غنا محفوظ بماند و بايد سعى شود تا از راه رسيده‏ ها و دين به دنيا فروشان، چهره كفرزدايى و فقرستيزى روشن انقلاب ما را خدشه ‏دار نكنند و لكه ننگ دفاع از مرفهين بي خبر از خدا را بر دامن مسئولين نچسبانند و آنهايى كه در خانه‏ هاى مجلل، راحت و بی درد آرميده ‏اند و فارغ از همه رنجه ا و مصيبت هاى جانفرساى ستون محكم انقلاب و پابرهنه‏ هاى محروم، تنها ناظر حوادث بوده‏ اند و حتى از دور هم دستى بر آتش نگرفته ‏اند، نبايد به مسئوليتهاى كليدى تكيه كنند، كه اگر به آن جا راه پيدا كنند چه بسا انقلاب را يكشبه بفروشند، و حاصل همه زحمات ملت ايران را بر باد دهند، چرا كه اينها هرگز عمق راه طى شده را نديده ‏اند و فرق و سينه شكافته نظام و ملت را به دست از خدا بيخبران مشاهده نكرده ‏اند و از همه زجرها و غربتهاى مبارزان و التهاب و بيقرارى مجاهدان كه براى مرگ و نابودى ظلم بيگانگان دل به درياى بلا زده ‏اند، غافل و بي خبرند. (صحيفه امام ، ج ‏20 ،ص 334)

ما دنبال يك حاكم تقوادار، تقواى سياسى لااقل داشته باشد، نخورد مال اين ملت را، هدر ندهد مال اين ملت را، ما دنبال اين می گرديم. (صحيفه امام ، ج ‏4،ص 397)   

برگرفته از:

http://kouchakzadeh.blogfa.com/